حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
94
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
دجله نصب كرد سپس برادران و پدر او را بزندان انداخت و در بغداد و ولايات جميع اموال ايشان و عمّال برامكه را ضبط نمود « 1 » . جثهء جعفر تا سال 189 همچنان آويخته بود تا خليفهء خيرهكش امر داد آن را در اين سال سوختند . اين عمل در حقيقت خلافت درخشان هارون را ننگين كرده چه عمدهء رونق ايّام او نتيجهء كفايت و هنر و ادبپرورى و كرم خاندان برمكى است و نام برامكه پيش مردم همه وقت با جوانمردى و كرم و فضل و فرهنگ توأم بوده و فضايل و صفات ايشان را عوام و خواص پيوسته بعنوان مثل ذكر ميكردند . شعرائى كه هارون را مدح كرده و از صلات او بهرهور ميشدهاند و فضلائى كه در دستگاه او راه داشته بسيارند مشهورترين ايشان ابو نواس و ابو العتاهيه از گويندگان نامى و اصمعى از علماى ادب و سيبويه و كسائى هر دو از بزرگان علماى نحوند . سيبويه استاد مأمون بود و كسائى استاد امين . هارون در سال 192 پسر بزرگتر خود محمّد امين را در بغداد گذاشت و به قصد رسيدگى بتعديّات علىّ بن عيسى حكمران خراسان و جنگ با خوارج مشرق ايران عازم آن صوب شد ليكن در راه ناخوشى بر او راه يافت و چون بجرجان رسيد مرض شدّت كرد تا آنكه در طوس در جمادى الثانيهء سال 193 مرد و در همان شهر و در محلى كه بعدها حضرت رضا امام هشتم شيعيان را نيز در آن مكان به خاك سپردند مدفون شد . تجزيهء دولت عرب دورهء خلافت هارون اگرچه يكى از باشكوهترين ادوار خلافت عباسى است از قضا دورهء تجزيهء كلى دولت عرب و بيرون رفتن غالب ممالك اسلامى از تحت نفوذ خلفاى بغداد نيز هست شروع اين تجزيه مقارن بوده است با جلوس ابو العباس سفاح بجاى بنى اميه به اين معنى كه چون سفاح دست بكشتار امويان گذاشت يك تن از اين خاندان كه عبد الرّحمن نام داشت و از نوادگان هشام بن عبد الملك بود از مشرق گريخت و داخل
--> ( 1 ) - يحيى در سال 190 و فضل در سنهء 193 هر دو در زندان هارون جان سپردند .